نقد قرآن - 1249045441835617

نقد قرآن
نقد قرآن 2.6K Views
  • 116
  • 112
  • 15

خدا نامه

بابک اسحاقی، از کتاب نسل سوخته
《《《

شبی آمد خدا در خواب نازم
نشست با من سر راز و نیازم

شرابی بود ونان سنگگی داغ
نشــستیم گوشه دنج ته باغ

دو سه پیمانه و ساز و آواز
به مستی شد خدا گوینده راز

به من گفت ازشما من دردمندم
بگو من با شما آخر چه کردم

چرا باید ز خود آئین در آرید
به نام من کتاب و دین در آرید

اگر خواهم به دنیا من نگاهم
بدان موسی و عیسی را نخواهم

چرا تیغ محمد را بجویم
اگر خواهم کسی آید بسویم

نه انجیل ونه تورات ونه قرآن
نبوده دفتر من ناشر آن

همه کار ریا کاران و رندان
به هر دوران ظهوراین رسولان

رگ خواب زمان دردست آنان
ستون جاهلان هم پشت آنان

گهی بر من نهادند نام الله
شدیم غارتگر و یاغی صحرا

گهی هم شدیم بابای عیسی
به شد مریم به عقد و صیغه ما

گهی درمصربه همراهی موسی
در آوردیم پدر از پیر و برنا

محمد را شدیم زنباره او
رئیس درب روسپی خانه او

به هرجایک زنی رازیر سرکرد
به نام بنده هم یک آیه در کرد

اگر او عاشق نه ساله ها شد
چرا عقدش به نام من روا شد

چرا باید به نام من بجنگید
دهانها را به نام من ببندید

که بنده گر خدایم بی نیازم
نه پایان و نه آغاز پیازم

نماز و روزه کی خواهم زیارم
قمه بر سر زدن کی بوده کارم

اگر از تن جدا کردید شما سر
چرا نعره زنید الله و اکبر

بدان آئین من بود مهر وسعادت
کجا راه جهاد است و شهادت

کجا گفتم که من خانه ندارم
سرم را من کجا شب ها گذارم

خدا را کی سرای و خانه باشد
کنشت و کعبه و بتخانه باشد

بیا از ما درآر این دست آخر
بکش از ما برون جان برادر

غلط کردم که آدم آفریدم
به جان مادرم دیگر بریدم

خدا پیمانه آخر به لب بست
سپس خسته دوچشمانش به هم بست

سکوتی بود و از دور ناله زاغ
خدا و من نشسته گوشه باغ

به خودگفتم عجب پس این خدا بود
ندانستم چه با من آشنا بود

Posted 2 years ago in ENTERTAINMENT